این استاد گرانقدر موسیقی در بيستم فروردين 1314 شمسى در سروستان شيراز متولد شد . از سال 1330 آموزش آواز را نزد مشير معظم افشار آغاز كرد . در سال 1336 به تهران آمد و براى تكميل آموخته هاى خويش به محضر مرتضى محجوبى - رضا فروتن - احمد عبادى - على اكبر شهنازى - سليمان اميرقاسمى و اصغر بهارى راه يافت و از مكتب آنان بهره برد . در سال 1337 در مركز حفظ و اشاعه ى موسيقى نزد نورعلى برومند ظرايف و دقايق آوازى را فراگرفت . از سال 1352 با همكارى گروه هاى موسيقى شيدا - مولوى و گروه استاد پايور دركنسرت هاى مختلف در ايران و خارج از كشور شركت كرد . بعد از درگذشت برومند مدتى نيز از محضر عبدالله دوامى و محمود كريمى استفاده كرد . او شاگردان بسيارى تربيت كرده است كه صديق تعريف يكى از آن هاست . نورالدين رضوى در هفتم ارديبهشت ماه 1379 در اثر ابتلا به بيمارى سرطان درگذشت و در حافظيه شيراز به خاک سپرده شد.
بی شک آلبوم های رنگ فرح و سروستان با صدای استاد رضوی سروستانی جزو دلربا و دلنشین ترین آثاری هست که یک ایرانی میتواند بشنود.
سخن عشق تو بی آن که برآید به زبانم رنگ رخساره خبر میدهد از حال نهانم گاه گویم که بنالم ز پریشانی حالم بازگویم که عیانست چه حاجت به بیانم هیچم از دنیی و عقبی نبرد گوشه خاطر که به دیدار تو شغلست و فراغ از دو جهانم گر چنانست که روزی من مسکین گدا را به در غیر ببینی ز در خویش برانم من در اندیشه آنم که روان بر تو فشانم نه در اندیشه که خود را ز کمندت برهانم گر تو شیرین زمانی نظری نیز به من کن که به دیوانگی از عشق تو فرهاد زمانم نه مرا طاقت غربت نه تو را خاطر قربت دل نهادم به صبوری که جز این چاره ندانم من همان روز بگفتم که طریق تو گرفتم که به جانان نرسم تا نرسد کار به جانم درم از دیده چکانست به یاد لب لعلت نگهی باز به من کن که بسی در بچکانم سخن از نیمه بریدم که نگه کردم و دیدم که به پایان رسدم عمر و به پایان نرسانم
سِرّ عشق یا ماهور، با صدای استاد محمدرضا شجريان در سال ۱۳۶۱ اجرا و در سال ۱۳۶۵ منتشر شد. این آلبوم زيبا در دستگاه ماهور اجرا شده که نوازنده سه تار موحوم استاد مشکاتيان و همين طور استاد محمد موسوي نوازنده ني بودند. اين آلبوم بسيار زيبا شامل قطعات زير هست که ميتونيد دانلود کرده و گوش بديد.
ملک محمد مسعودی در بهمن ماه 1331در شهرستان بروجن از توابع استان چهار محال وبختیاری دیده به جهان گشود وی تحصیلات ابتدایی را در همان شهر ومتوسطه را در اصفهان به اتمام رسانید سپس وارد دانشسرای عالی تربیت معلم گردید ودر رشته زبان انگلیسی فارغ التحصیل شد وی مجددا به دانشگاه رفت ودر رشته مهندسی بهداشت فارغ التحصیل شد مدتی افتخار شارگردی استاد عالیقدر تاج اصفهانی را داشته است واز محضر استادانی نظیر علی خان ساغری وحسن کسایی و استاد نعمت ستوده کسب موسیقی کرده است وپس از مدتی به تهران می رود ودر مکتب شادروان استاد اسماعیل مهرتاش به تکمیل آموخته های خود می پردازد وماندگار ترین اثر این هنرمند "مندیر" می باشد. به همین دلیل هم من این آلبوم فوق العاده زیبا رو برای دانلود گذاشتم. مطمئنا حتی اگر با لهجه لری هیچنوع آشنایی نداشته باشید عاشق صدای استاد میشید.
تا چند دهه پیش، شکلی از شعر و ترانه تحت عنوان بحر طویل عموماً در موسیقی عامه پسند ایرانی رواج ملموسی داشت که با دگرگونی سیاسی سال 57 کم کم به فراموشی سپرده شد و تنها بخش کلامی اش جسته گریخته به حیات خود ادامه داد. بحر طویل نوعی شعر فارسی با چاچوب سنتی است که آزادی عمل حیلی زیادی به سراینده می دهد تا مفاهیم مورد نظرش را در حجم دلخواهی از واژه ها بیان کند. این قالب شعری از دوره صفویه شکل گرفت و در ابتدا جنبه كاملاً رسمی و جدی و محتوایی مذهبی یا عرفانی داشت. ولی از دوره مشروطیت به بعد، رنگ و بوی طنز پیرامون مسائل اجتماعی، سیاسی و گاه عاشقانه به خود گرفت و در نمایش های سیاه بازی هم رخنه کرد. یکی از مشهور ترین بحر طویل ها مربوط به وصاف کاشی است که مدح حضرت ابوالفضل (ع) سروده شده که با توجه به اینکه در ماه محرم هستیم این بحر طویل معروف رو انتخاب کرده و براتون گذاشتم. امیدوارم از خوندنش لذت ببرید.
بند اول: مي کند از دل وجان ورد زبان غمزده وصاف حزين، وصف مهين، يکه سوار فرس شيردلي، فارس ميدان يلي، زاده سلطان ولي حضرت عباس علي، ماه بني هاشم و سقاي شهيدان ز وفا صفدر ميدان بلا ، مير و سپهدار و علمدار برادر ، که شه تشنه لبان را همه جا يار و ظهير است و به هر کار مشير است و گه بزم وزير است و گه رزم چو شير است و به رخسار منير است و به پيکار دلير است ، زهي قدرت بازو و خهي قدرت نيرو که به پيکار عدو چون فرس عزم برون تاخت و چون بال برافراخت و شمشير همي آخت ز سهم غضبش شير فلک زهره خود باخت، ز هول سخطش گاو زمين ناف بينداخت، دليري که اگر روي زمين يکسره لشکر شود و پشت به هم در دهد و بهر جدالش بستيزند و به پيکار بخيزند ، به يک حمله او جمله گريزند و زيک نعره او زهره بريزند بدين قوت و شوكت بنگر بهر برادر به صف كر و بلا تا به چه حد برد وبه سر شرط وفا را.
بند دوم: ديد چون حال شه تشنه و بي يار و مددكار، جگر گوشه و آرام دل احمد مختار، سرور جگر حيدر كرار در آن وادي خونبار نه يار و نه مددكار، بجز عابد بيمار و بجز عترت اطهار همه تشنه لب و زار كشنده آه شرربار فروريخته لخت جگر از ديده خونبار كه ناگاه سكينه گل گلزار برادر ز سرا پرده چو بلبل به نوا آمد و چن در يتيم از صدف خيمه به بيرون شد و در دست يكي مشك كه اي عم وفادار، ابوالفضل، تو سقاي سپاي و فلك رتبه و جاهي به حسب غيرت ماهي به نسب زاده شاهي چه شود گر به من امروز نگاهي كني و بهر حرم جرعه اي آب آري و سيراب كني تشنه لبان را …؟
این روزها خیلی از اتفاق ناگواری که برای دایی مادرم افتاد ناراحتم. ایشون در یک حادثه ی ناگوار به رحمت خدا پیوستند و ما رو داغدار کردند. از خداوند بزرگ برای خانواده و بالاخص همسر و تک فرزندشون صبر خواستاریم.
این پست رو برای این گذاشتم با نثار فاتحه و صلوات موجبات شادی روح آن مرحوم و تمامی رفتگان خودتون رو فراهم کنید.
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۸ مهر ۱۳۸۹ ساعت توسط خوش آواز
|
همون قدر که شنیدن صحبتهای عارفان و بینش عارفانه خیلی لذت بخشه حرف زدن راجع به طرز تفکر، کرامات و کمالات عرفا خیلی سخته. همیشه وقتی دیوان مثنوی معنوی حضرت مولانا رو باز میکردم و شرح چند تا بیتی خونده بودم نگاه می کردم از طرز تفکر و نگاه مولانا به وقایع اطراف حیرت زده میشدم . یکی از دوستانم که عاشق حضرت مولاناست همیشه می گه:
مثنویٍ معنویٍ مولوی هست قرآن در زبان پهلوی!
امروز بعد از کلی وقت دفتر دوم مثنوی معنوی رو باز کردم و حکایت موسی و شبان رو که بارها شنیده و خونده بودم دوباره نگاهی کردم. به نظرم اینکه بدونیم یه عارف دنیا رو چه جوری میدیده و طرز تفکرش چی بوده خیلی قشنگه. الان مردم ما دارن به چی فکر میکنن در حالی که قرن ها پیش حضرت مولانا به چه چیزایی فکر می کرده؟ جالب نیست؟
متن کامل شعر موسی و شبان رو براتون گذاشتم که یه قسمتش هم تو ادامه مطلبه!
اگه شما هم با من هم عقیده هستین میتونین چند دقیقه از تعلقات مادی زندگی خودتون رو رها کنید و برای خوندن این شعر فوق العاده وقت بذارین.
جناب استاد ناظری هم در یک آلبوم با همین عنوان به زیبایی و با آهنگی عرفانی این شعر رو خوندن. می تونید قسمت هایی از این آلبوم رو از اینجا دانلود کنید:
امروز تفا’لی به دیوان حافظ زدم که غزل زیبایی با مطلع ساقی بیا که شد قدح لاله پر ز می اومد. من که از خوندن این غزل بسیار لذت بردم امیدوارم برای شما هم همین طور باشه:
ساقی بیا که شد قدح لاله پر ز می
طامات تا به چند و خرافات تا به کی
بگذر ز کبر و ناز که دیدهست روزگار
چین قبای قیصر و طرف کلاه کی
هشیار شو که مرغ چمن مست گشت هان
بیدار شو که خواب عدم در پی است هی
خوش ناز وکانه میچمی ای شاخ نوبهار
کاشفتگی مبادت از آشوب باد دی
بر مهر چرخ و شیوه او اعتماد نیست
ای وای بر کسی که شد ایمن ز مکر وی
فردا شراب کوثر و حور از برای ماست
و امروز نیز ساقی مه روی و جام می
باد صبا ز عهد صبی یاد میدهد
جان دارویی که غم ببرد درده ای صبی
حشمت مبین و سلطنت گل که بسپرد
فراش باد هر ورقش را به زیر پی
درده به یاد حاتم طی جام یک منی
تا نامه سیاه بخیلان کنیم طی
زان می که داد حسن و لطافت به ارغوان
بیرون فکند لطف مزاج از رخش به خوی
مسند به باغ بر که به خدمت چو بندگان
استاده است سرو و کمر بسته است نی
حافظ حدیث سحرفریب خوشت رسید
تا حد مصر و چین و به اطراف روم و ری
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۵ مرداد ۱۳۸۹ ساعت توسط خوش آواز
|
سلام به همه ی دوستان خوبم امروز متن شعر آلبوم فوق العاده زیبای سوته دلان اثر جاودانه ی استاد ناظری رو براتون گذاشتم متن شعر این آلبوم فوق العاده رو به صورت کامل آوردم و دو قسمت زیبا رو برای گوش دادن گذاشتم . امیدوارم خوشتون بیاد!
جمع هستی بیا تا سری در سر خم کنیم
من و تو ، تو و من همه گم کنیم بیایید تا جمله مستان شویم
به مجموع هستی پریشان شویم چو مستان به هم مهربانی کنیم
دمی بی ریا زندگانی کنیم بگرویم یک دم چو باران به هم
که اینک فتادیم یاران به هم
شمع و پروانه شبی یاد دارم که چشمم نخفت شنیدم که پروانه با شمع گفت که من عاشقم گر بسوزم رواست تو را گریه و سوز باری چراست؟ بگفت ای هوادار مسکین من برفت انگبین یار شیرین من چو شیرینی از من بدر میرود چو فرهادم آتش به سر میرود همی گفت و هر لحظه سیلاب درد فرو میدویدش به رخسار زرد که ای مدعی عشق کار تو نیست که نه صبر داری نه یارای ایست تو بگریزی از پیش یک شعله خام من استادهام تا بسوزم تمام تو را آتش عشق اگر پر بسوخت مرا بین که از پای تا سر بسوخت همه شب در این گفت و گو بود شمع به دیدار او وقت اصحاب، جمع نرفته ز شب همچنان بهرهای که ناگه بکشتش پری چهرهای همی گفت و میرفت دودش به سر همین بود پایان عشق، ای پسر ره این است اگر خواهی آموختن به کشتن فرج یابی از سوختن مکن گریه بر گور مقتول دوست قل الحمدلله که مقبول اوست اگر عاشقی سر مشوی از مرض چو سعدی فرو شوی دست از غرض فدائی ندارد ز مقصود چنگ وگر بر سرش تیر بارند و سنگ به دریا مرو گفتمت زینهار وگر میروی تن به طوفان سپار
گوش کنید
سوته دلان الهی به مستان میخانه ات به عقل آفرینان دیوانه ات
به نور دل صبح خیزان عشق زشادی به اندوه گریزان عشق
به رندان سرمست آگاه دل که هرگز نرفتند جز راه
به مستان افتاده در پای خم به رندان پیمانه پیمای خم
به شام غریبان ،به جام صبوح کز ایشان بودروز وشب را فتوح
که خاکم گل از آب انگور کن هوسهای من آتش طور کن
به خمخانه وحد تم راه ده دل زنده و جان آگاه ده
الهی به آنان که در تو گمند نهان از دل و دیده مردمند
می ده که چون ریزمش در سبو برآرد سبو از دل آواز هو
ساقی نامه – مغنی نامه بیا ساقی آن می که حـــــــال آورد کـــــــــرامت فزاید کـــــمال آورد بمن ده که بس بیــــدل افتاده ام وزین هر دو بـــــی حاصل افتاده ام
بیا ساقـــــی آن می که حور بهشت عبیرملایــــــــــک در آن می سرشت بده ساقی آن مــی که شاهی دهد بپاکـــــــــی او دل گواهی دهد
بده تا بنوشم بیــــــــــــــاد کسی که هست از غمش در دلم خون بسی فریـــــــــــب جهان قصه روشن است ببین تا چه زایـــــــد شب آبستن است
من آنم کـه چون جام گیرم بدست ببینم درآن آینـــــــــــــه هرچه هست کـــه حافظ چو مستانه سازد سرود زچرخش دهد زهــــــــــره آواز دوست
مُغنــــــــــــی از آن پرده نقشی بَیار ببین تا چه گفت از درون پـــرده دار چِنـــــــان برکــــش آواز خُنیا گری کــــــــه ناهید چنگی برقص آوری
امروز آلبوم فوق العاده زیبای آستان جانان استاد شجریان رو که توی این یکی دوهفته همش گوش میدادم براتون گذاشتم. بدون شک آستان جانان یکی از بی نظیرترین کاراهای استاده مخصوصا گوشه ی روح الارواح که در دستگاه بیات ترک خوانده شده و در این آلبوم هم به زیبایی ارائه شده که آدم رو به یاد مرحوم موذن زاده اردبیلی می اندازه.
آستان جانان با آهنگسازی و سنتور نوازی مرحوم پرویز مشکاتیان و تنبک نوازی ناصر فرهنگ فر و در دستگاه بیات ترک اجرا شده و از نگاه من یکی از دوست داشتی ترین کارهایی است که در زمینه موسیقی سنتی وجود داره.
از اینجا این آلبوم فوق العاده رو میتونید گوش بدید.
پیش درآمد
آواز- کی شعر تر انگیزد
آواز دشتی
تصنیف آستان جانان
آواز-سینه مالامال درد است
تصنیف شیدایی
+ نوشته شده در چهارشنبه ۳۰ تیر ۱۳۸۹ ساعت توسط خوش آواز
|
سلام به همه ی دوستان عزیزم. امیدوارم که تابستونی تا الانش بهتون خوش گذشته باشه. امروز براتون فایل صوتی دیوان گلستان حضرت سعدی و حضرت مولانا رو قرار دادم. دیوان صوتی گلستان سعدی و مولوی توی فروشگاه های عرضه ی محصولات فرهنگی به فروش می رسه به همین دلیل فعلا با کیفیت پایین در ادامه ي مطلب قرارشون دادم. امیدوارم مورد استفاده ی دوستداران شعر قرار بگیره.
امروزدیوان صوتی خواجه شمس الدین محد حافظ شیرازی رو برای دانلود گذاشتم امیدوارم
که مورد استفاده قرار بگیره. دوستانی که وقت کافی یا شرایط مناسب برای خواندن
مستقیم کتاب ندارند میتوانند از این کتاب
صوتی هنگام استراحت،هنگام سفر با اتومبیل،
اتوبوس، مترو، هنگام انتظار و حتی پیش از خواب بهاین فایل های صوتی گوش کنند.
دیوان کامل حافظ از روی تصحیح علامه قزوینی و استاد قاسم غنی
سلام به همهي دوستان. امروز براتون اولين آلبومي که از استاد شجريان شنيدم رو گذاشتم. اون موقع که بچه بودم يادمه که بابام هميشه اين آلبوم رو گوش ميکرد و اونو خيلي دوست داشت. هر وقت دوباره ياد ايام رو گوش ميکنم نوستالژي خونم ميزنه بالا و اما به نظرم واقعا این آلبوم استاد یکی از بهترین آلبومهای سنتی کل تاریخ موسیقیسنتی ایران هست. مخصوصا قسمت آخرش که حرف نداره . آدم رو از خود بی خودمیکنه. واقعا باید به داشتن چنین استاد موسیقی به خودمون ببالیم. اين آلبوم در سال 1371 منتشر شد.
متن کامل شعر رو تو ادامه مطلب گذاشتم . اما از اينجا ميتونيد دانلودش کنيد:
يادگار دوست آلبومی هست با آهنگ سازي کامبيز روشن
روان در سال 1363 و به مناسبت هشتصدمین سالگرد تولد مولاناتوسط انتشارات «خوش نوا» منتشر شد.دکلمه اشعار در این آلبوم بر عهده عبدالله آقازاده بوده علاوه بر اين نوازندگی
این آلبوم به صورتارکسترسمفونيکبوده و دکلمههاي زیبای آن، حال و
هوای برنامه گلها را چاشنی کار کرده است. تمامی اشعار این مجموعه از مولانا هستند. شايد 3
الي 4 ساله که من با اين آلبوم وصف ناپذير آشنا شدم. هیچ وقت یاد و خاطره اولین بار که
یادگار دوست را شنیدم فراموش نمیکنم .صدایشفاف و
رسای استاد شهرام ناظری برازنده نام و شهرت اوست با تمام وجود عاشق صداشم. یادگار دوست
یکی از کارهای ارزنده سنتی ایرانی است که واقعاً تنهایی را ازیاد می بره.
متن آهنگ
اين آلبوم زيبا:
روی الف
باز ای تابه خود نیازم بینیبیداری شبهای درازم بینی
نی نی غلطم که خود فراق تو مراکی
زنده رها کند که بازم بینی
هر روز دلم در غم تو زارتر است وز من دل بی رهم تو بی زارتر است
بگذاشتیم غم تو نگذاشت مراحقا که غمت از ته وفادارتر است
برمن در بد بسته میدارد دوست دل
را به عنا شکسته میدارد دوست
زین پس منو دل شکستگی بر در دوستچون
دوست دل شکسته میدارد دوست
من درد تورا زدست اسان ندهمدل بر
نکنم زدوست تا جان ندهم
از دوست به یادگار دردی دارمکان
درد به صدهزار درمان ندهم
سلام به همهي دوستان خوبم. امروز براتون متن کامل آلبوم گل صد برگ به همراه لينک دانلود اين آلبوم زيبا رو
گذاشتم. درواقع یکی از آثار موفق شهرام ناظری
آلبوم گل صد برگ هست که همراه با گروه سه تارنوازان به سرپرستی جلال ذوالفنون در
سال ۱۳۶۰ ارائه شد. این آلبوم شامل سه تصنیف بسیار زیبا از ساخته های شهرام ناظری،
جلال ذوالفنون و رضا قاسمی هست. تمامی تصنیف ها و قطعات این آلبوم در آواز بیات
ترک ساخته شده اند. این آلبوم همچنان جز بهترین آثار شهرام ناظری به حساب می آد.
در این آلبوم جلال ذوالفنون، رضا قاسمی، محمد حسن مهدیان، کاوه دلیر آزاد و هوشنگ امیر
اردلان سه تار و بیژن کامکار دف نواخته اند.
متن شعر آلبوم:
چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون
دلم را دوزخی سازد دو چشمم را کند جیحون
چه دانستم که سیلابی مرا ناگاه برباید
چو کشتی ام دراندازد میان قلزم پرخون
زند موجی بر آن کشتی که تخته تخته بشکافد
که هر تخته فروریزد ز گردش های گوناگون
نهنگی هم برآرد سر خورد آن آب دریا را
چنان دریای بی پایان شود بی آب چون هامون
چو این تبدیل ها آمد نه هامون ماند و نه دریا
چه دانم من دگر چون شد که چون غرق است در بی چون
چه دانم های بسیار است لیکن من نمی دانم
که خوردم از دهان بندی در آن دریا کفی افیون
شعر
: مولانا ( دیوان شمس)
آلبوم
: گل صدبرگ
اندک
اندک جمع مستان می رسند
اندک اندک
می پرستان می رسند
دلنوازان ،
ناز نازان در ره اند
گلعذاران
از گلستان می رسند
اندک اندک
زین جهان هست و نیست
نیستان
رفتند و هستان می رسند
درادامهي مطلب ميتونيد بقيهي متن شعراين آلبوم فوق العاده رو ببينيد و ازاينجا هم ميتونين آلبومو دانلود کنيد. من پيشنهاد ميکنم
حتما براي يهبارهم شده اونو کامل گوش بدين. خود من با وجود
اينکه بارها گوشش کردم اما بازهم برام تازگي
داره.
سلام به همهي دوستان خوبم. به دلیل پاره ای از گرفتاریها مثل درس و مشق زياد اين روزها، خیلی وقت میشه که مطلب جدیدی نذاشتم اما امروز يه شعر خوشگل که سرودهي يکي از دوستان همکلاسي هست رو براتون ميذارم. در جهت فهم اين شعر معناگرا، تفاسير زيادي بيان شده که آوردنش در اين قسمت نميگنجه. ان شاءالله در پست هاي بعدي به تفسير اين شعر ميپردازيم فعلا فقط اين نکته رو بدونين که آب آشاميدني دانشکده مشکل داره و ميگن که به علت داشتن نيترات بيش از حد سرطانزاست.
هر کجا هستم، باشم به درک ! من که باید بروم ! دکترا ، شغل، هیئت علمی، این همه مال خودت! من نمی دانم دانشکده کشاورزی چه کم از بقیه دارد! درس را باید خواند! جور دیگر اما .... درد را باید گفت ! درد باید خود آب درد باید فکر آزاد باشد! که بتوان آنرا سر هر کوچه و برزن به تماشا نهاد! دوست و آشنا که هیچ ! پیش همه مسئولین باید بتوان درد سرود! بهترین کس رئیسی است که به فکر مرئوس باشد! نه که آثار گدایی در او ملموس باشد! درد را در دل دانشجو باید دید! درد من آب! درد من فکر! درد من پشت قبولی دکتری گم شده است! درد من را سر چار راه ترقی دزدیدند! من نمی دانم این چه دردی است که هنوز در بدنم وول می خورد! من دانشجویم! آرزویم آبسرد کن! که کنارش باشد لیوانی چند! و از آن آبی تمیز! و چه بهتر که فیلتری باشد بر آن! شاید این آب، تمیز و بی سرطان گردد و بس! من رئیسی دیدم که اسراف را نمی فهمید و نماز هم می خواند! من رئیسی دیدم پی قربانی میگشت! من رئیسی دیدم تسبیح سنگی میبرد و چه سبک میرفت! من دانشجویی دیدم فکر آزاد می برد و چه سنگین میرفت! شاید انگار نگفتم، گاهی! جاروی آن مرد خدماتی، صد شرف دارد به عنوان پر از خالی دکتر! من سرم گیج می رود گاهی! از این همه رنگ و ریا! من نمی دانم دیگر، از چه باید گفت! باز گفتن از درد ها حس می خواهد...
درد من درد
درد من دین
و مسجدی که در آن دور دور هاست پشت دیوار بی فکری در کنار خط مترو...
+ نوشته شده در جمعه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت توسط خوش آواز
|
«در گلستانه»
نام آلبومی هست که در زمستان سال 1366 به مناسبت شصتمین سال تولد «سهراب
سپهری»، به آهنگسازی «هوشنگ کامکار»، آواز «شهرام ناظری»، دکلمه «احمدرضا
احمدی»، همکاری «»گروه کُرمرکز سرود» و بر روی اشعاری از «سهراب سپهری»
منتشر شد. اگه دوست دارين اونو بشنوين حتما روي لينک پايين کليک کنين.
اين اثر زيبا را آقاي شهرام ناظري با استادي تمام در كاست " در گلستانه
" اجرا کردهاند
در گلستانه: دشت هايي چه فراخ كوه هايي چه بلند
در گلستانه چه بوي علفي مي آمد؟
من دراين آبادي پي چيزي مي گشتم
پي خوابي شايد
پي نوري ‚ ريگي ‚ لبخندي
پشت تبريزي ها
غفلت پاكي بود كه صدايم مي زد
پاي ني زاري ماندم باد مي آمد گوش دادم
چه كسي با من حرف مي زد ؟
سوسماري لغزيد
راه افتادم
يونجه زاري سر راه
بعد جاليز خيار ‚ بوته هاي گل رنگ
و فراموشي خاك
لب آبي
گيوه ها را كندم و نشستم پاها در آب
من چه سبزم امروز
و چه اندازه تنم هوشيار است
نكند اندوهي ‚ سر رسد از پس كوه
چه كسي پشت درختان است ؟
هيچ مي چرد گاوي در كرد
ظهر تابستان است
سايه ها مي دانند كه چه تابستاني است
سايه هايي بي لك
گوشه اي روشن و پاك
كودكان احساس! جاي بازي اينجاست
زندگي خالي نيست
مهرباني هست سيب هست ايمان هست
آري تا شقايق هست زندگي بايد كرد
در دل من چيزي است مثل يك بيشه نور مثل خواب دم صبح
و چنان بي تابم كه دلم مي خواهد
بدوم تاته دشت بروم تا سر كوه
دورها آوايي است كه مرا مي خواند.
+ نوشته شده در شنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت توسط خوش آواز
|